تبليغاتX
تاجداران
معبود آزادی


و آن گاه خود را کلمه ای می یابی که معنایت منم

و مرا صدفی که مرواریدم تویی

و خود را اندامی که روحت منم

و مرا سینه ای که دلم تویی 

و خود را معبدی که راهبش من

و مرا قلبی که عشقش توی

و خود را شبی که مهتابش منم 

و مرا قندی که شیرینی اش تویی

و خود را طفلی که پدرش منم

و مرا شمعی که پروانه اش تویی

و خود را انتظاری که موعدش منم

و مرا التهابی که آغوشش تویی

و خود را هراسی که پناهش منم

و مرا تنهایی که انیسش تویی



                                                           و ناگهان: 


سرت را تکان می دهی و می گویی:

 نه، هیچ كدام

هیچ كدام اینها نیست، چیز دیگری است.

یك حادثه دیگری و خلقت دیگری

و داستان دیگری است

و خدا آن را تازه آفریده است...

              دکترعلی شریعتی

تا ابد آبی...


                                                                                  یا علی...

+ پست شده در یکشنبه سوم آبان 1388زمان 11:42 توسط ehsan |
ما همیشه تو را دوست داریم سرت را بالابگیر صدرنشین...
سلام دوستان

بالاخره باختیم.اولین باخت لیگ...

ولی در اصل بردیم,خدایی یه همچین باختی لازم بود,چون بد جور مغرور شده بودیم,از ما هوادارا بگیر تا بازیکنایی که تو زمین بازی میکنن.باختیم چون حقمون بود ببازیم,باختیم چون تیم حریف رو ندیدیم,باختیم چون... من به شخصه خیلی ناراحت نیستم از این باخت چون تنها چیزی که نمیشه تو این تیم استقلال منکرش شد توانایی بالای فنی تیم بازیکنا مربیا و کلا مجموعه استقلال هست,تو اینکه این تیم کم نماره شکی نیست ولی مشکل فقط این غرور لعنتی هست که پارسالم تیم رو گرفت و قهرمانی که باید  سه هفته قبل از لیگ جشن گرفته میشد افتاد به روز آخر و اون اتفاقایی که در جریانشین...

پس نباید ناراحت بود چون خوب موقعی باختیم تازه این سه امتیاز جایی نرفته که,از این جیب رفت تو اون جیب

نوش جونشون....

ولی خدایی عاشق بازی میلاد میداوودی هستم,اگه اس اس بود اسطوره فوتبال ایران میشد,خدایی خیلی سره,من مطمئنم خودشو گم نکنه ستاره فوتبال ایران میشه.یه ستاره پر نور...

روده درازی دیگه بسه,پس:

تا ابد آبی ...

                                                                     یا علی...

+ پست شده در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388زمان 6:45 توسط ehsan |
والا مقام استقلال
سلام بچه ها

اول از همه صدر نشینی استقلال رو بهتون تبریک میگم.ایشالا که حالا حالا ها اون بالا هستیم.

قول داده بودم اگه دربی رو رفتم استادیوم از اونجا براتون بنویسم ولی اونقد به بازی گند زدن که اصلا دستم نرفت چیزی بنویسم.هرچند که بعد از بازی حسابی از خجالت بازیکنا و حکومت دیکتاتوری در اومدیم ولی خوب چه فایده...

خلاصه هیچ وقت تو عمرم اینقدر احساس نخود سیاه بودن رو نداشتم.(البته امیدوارم منظورم رو بفهمین...)

تاجمون به امید خدا صدر رو گرفته  اینجاست که باید گفت   والا مقام استقلال   و ایشالا بازم قهرمان میشیم.من که دلم خیلی روشنه....

پس به امید قهرمانی تاجدار آسیا....

فعلا با اجازه همتون....

تا ابد آبی....

                                                                                                 یا علی...

+ پست شده در شنبه هجدهم مهر 1388زمان 18:32 توسط ehsan |
نامه ای از طرف خدا

امروز صبح که از خواب بیدارشدی، نگاهت می کردم، امیدوار بودم که با من حرف بزنی، حتی برای چند کلمه، نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگی ات افتاد، از من تشکر کنی، اما متوجه شدم که خیلی مشغولی، مشغول انتخاب لباسی که می خواستی بپوشی، وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی فکر می کردم چند دقیقه ای وقت داری که بایستی و به من بگویی: "سلام"، اما تو خیلی مشغول بودی، یک بار مجبور شدی منتظر شوی و برای مدت یک ربع ساعت کاری نداشتی جز آنکه روی یک صندلی بنشینی، بعد دیدمت که از جا پریدی، خیال کردم می خواهی چیزی به من بگویی، اما تو به طرف تلفن دویدی و در عوض به دوستت تلفن کردی تا از آخرین شایعات با خبر شوی تمام روز با صبوری منتظرت بودم، با آن همه کارهای مختلف گمان می کنم که اصلاًوقت نداشتی با من حرف بزنی، متوجه شدم قبل از نهار هی دور و برت را نگاه می کنی، شاید چون خجالت می کشیدی، سرت را به سوی من خم نکردی!!!تو به خانه رفتی و به نظر می رسید که هنوز خیلی کارها برای انجام دادن داری، بعد از انجام دادن چند کار، تلویزیون را روشن کردی، نمی دانم تلویزیون را دوست داری یا نه؟ در آن چیزهای زیادی نشان می دهند و تو هر روز مدت زیادی را جلوی آن می گذرانی، در حالی که درباره هیچ چیز فکر نمی کنی و فقط از برنامه هایش لذت می بری، باز هم صبورانه انتظارت را کشیدم و تو در حالی که تلویزیون را نگاه می کردی، شام خوردی و باز هم با من صحبتی نکردیموقع خواب، فکر می کنم خیلی خسته بودی، بعد از آن که به اعضای خوانواده ات شب به خیر گفتی، به رختخواب رفتی و فوراً به خواب رفتی، نمی دانم که چرا به من شب به خیر نگفتی، اما اشکالی ندارد، آخر مگر صبح به من سلام کردی؟!هنگامی که به خواب رفتی، صورتت را که خسته تکرار یکنواختی های روزمره بود، را عاشقانه لمس کردم، چقدر مشتاقم که به تو بگویم چطور می توانی زندگی زیباتر و مفیدتر را تجربه کنی احتمالاً متوجه نشدی که من همیشه در کنارت و برای کمک به تو آماده ام، من صبورم، بیش از آنچه تو فکرش را می کنی، حتی دلم می خواهد به تو یاد دهم که چطور با دیگران صبور باشی، من آنقدر دوستت دارم که هر روز منتظرت هستم، منتظر یک سر تکان دادن، یک دعا، یک فکر یا گوشه ای از قلبت که به سوی من آید، خیلی سخت است که مکالمه ای یک طرفه داشته باشی، خوب، من باز هم سراسر پر از عشق منتظرت خواهم بود، به امید آنکه شاید فردا کمی هم به من وقت بدهی!آیا وقت داری که این نامه را برای دیگر عزیزانم بفرستی؟ اگر نه، عیبی ندارد، من می فهمم و سعی می کنم راه دیگری بیابم، من هرگز دست نخواهم کشید... دوستت دارم، روز خوبی داشته باشی

 

دوست و دوستدارت: خدا

 

 

+ پست شده در یکشنبه پنجم مهر 1388زمان 2:26 توسط tanin |
طعم گل دقیقه 94

سلام,یه سلام با طعم گل دقیقه 94 آرش,یه سلام به جذابیت بازی اس اس _ استیل(هرچند بوی گند سیاست میداد,اونم چه سیاستی؟سیاست ا.ن.....ی)

خوبین آبجییا و داداشای نازم؟آبیا که مطمئنم دارن حال میکننن با بازیای تیم,قرمزام قصه نخورین اگه یه روزی استقلال نبود شاید تونستین قهرمان بشین...

فردا که بازی با ابومسلم هست و 7 تا دو اخطاره هم داریم...خدا بخیر کنه واقعا...

ایشالا اگه بازی ابومسلم مشکلی پیش نیاد که فک نکنم پیش بیاد و استقلالمون هم همون بازی خودش رو تو دربی بکنه دیگه این بار به حقمون میرسیم چون نه دیگه علیزاده ای هست که دقیقه 93 پنالتی بده و نه دیگه علی کریمی هست که دقیقه 90به داد قرمزا برسه,هر چند که شانس قرمزا همه جا باهاشون هست,حتی دقیقه 95 یا حتی 96 هرچند امیدواریم این بار دیگه شانسی تو کار نباشه... (فقط خدا کنه این بازی دیگه گند سیاست نده که با این اوضاع چشمم آب نمیخوره...)

فعلا خواستم یه مطلب کوچولو بزارم تا بعدا...

شایدم دربی رو رفتم استادیوم از حال هوای قبل حین و بعد از بازی براتون نوشتم...

تا ابد آبی....

                                                                                                یا علی...

+ پست شده در پنجشنبه دوم مهر 1388زمان 1:4 توسط ehsan |
فقط به خاطر ارش
سلام علیکم حالتون چطوره عزیزای دلم؟

قربون شکل ماه همتون برم خوبید؟خوشید؟ سلامتید؟

خب بذارید مفصل بگم چی شد یه ذره بخندیم!!!

در منزل ما بابا و برادر محترم لنگی تشریف دارن

حالا فکر کنید تو یه روز که لنگ گند زده بود(کاری به نتیجه ندارم بازیش افتضاح بود)

این خانواده ی ستمگر لنگی چه بلایی سر من اوردند

اولش که بازی شروع شد دیدیم باز این عنایتی گل خراب کن با

اون رحمتی که بازیش یه جوریه فیکس تو ترکیب هستند

سیل متلک و انتقادات لنگی های منزل شروع شد

نیمه اول که هیچی اما چون فابیو اومده بود بازی بدک نبود تا اینکه نیمه دوم

 سانتر خوشگل  برادر خسرو  حیدری را شکوری جون با یه ضربه سر گل کرد

هنوز من تو فاز گل زده بودم که به ۲ دقیقه نکشید صادقی به اس اس گل زد

صدای خنده ی لنگی ها ی ظالم اشک منو در اورد

بحث داغ فصل قبل، بیانیه، قلعه نوعی و مایلی کلنگ شروع شد

تا اینکه ۹۰ دقیقه تموم شد و ۳ دقیقه وقت اضافه هم داشت تموم میشد که............

داداشم تلویزیون رو خاموش کرد(چون بزرگتره و اس اس هم مساوی کرده بود اصلا حوصله ی

جر و بحث نداشتم) یه دفعه صدای جیغ محمد اقا همسایه بالایی مون اومد

همه می دونستیم استقلالیه دیگه نفهمیدم چطوری تلویزیون رو روشن کردم

فقط تند تند تلویزیون رو ماچ می کردم و قربون صدقه ی ارش می رفتم 

بچه ها قیافه ی این لنگی ها انقدر خنده دار بود که ادم می ترکید نگاشون می کرد

دلشون می خواست منو خفه کنن اما...............

دوستون دارم مراقب خودتون باشین

همیشه ابی دل

+ پست شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388زمان 16:32 توسط bahar |
آغازی دوباره

محبوبم !

امسال من بی تاب ترم برای قهرمانی ات 

امسال من عجول ترم برای حمله ات به صدر

امسال من تشنه ترم واسه گل های آبی ات

سلام به استقلالی های همیشه سربلند، خوبید؟ خوشید؟ نماز روزه هاتون قبول . دلم خیلی براتون تنگ شده بود . امیدوارم من رو هم مثل بقیه ی بچه ها به خاطرتاخیری که داشتم ببخشید . حالا که مسابقات لیگ دوباره شروع شده همونطور که بچه های استقلال تمام تلاششون رو می کنند تا با قهرمانی در سه جام دل ما هوادارا رو شاد کنند من هم همه ی تلاشم رو می کنم که مطالب بیشتری بذارم و رضایت شما دوستان عزیز رو جلب کنم .

تو این پست براتون یه داستان خوشگل گذاشتم که امیدوارم خوشتون بیاد .

فوتبالیست کوچولو

در تمام تمرين‌ها سنگ تمام مي‌گذاشت اما چون جثه اش نصف ساير بچه‌هاي تيم بود تلاش‌هايش به جايي نمي‌رسيد. در تمام بازي‌ها ورزشكار اميدوار ما روي نيمكت كنار زمين مي‌نشست اما اصلا پيش نمي‌آمد كه در مسابقه اي بازي كند. اين پسر بچه با پدرش تنها زندگي مي‌كرد و رابطه ويژه اي بين آن دو وجود داشت. گرچه پسر بچه هميشه هنگام بازي روي نيمكت كنار زمين مي‌نشست اما پدرش هميشه در بين تماشاچيان بود و به تشويق او مي‌پرداخت. اين پسر در هنگام ورود به دبيرستان هم لاغر ترين دانش آموز كلاس بود. اما پدرش باز هم او را تشويق مي‌كرد كه به تمرين‌هايش ادامه دهد. گرچه به او مي‌گفت كه اگر دوست ندارد مجبور نيست اين كار را انجام دهد. اما پسر كه عاشق فوتبال بود تصميم داشت آن را ادامه بدهد. او در تمام تمرين‌ها تلاشش را تا حد نهایت انجام میداد به اميد اينكه وقتي بزرگتر شد بتواند در مسابقات شركت كند. در مدت چهار سال دبيرستان او در تمام تمرين‌ها شركت مي‌كرد اما همچنان يك نيمكت نشين باقي ماند. پدر وفا دارش هميشه در بين تماشاچيان بود و همواره او را تشويق مي‌كرد. پس از ورود به دانشگاه پسر جوان تصميم داشت باز هم فوتبال را ادامه دهد و مربي هم با تصميم او موافقت كرد زيرا او هميشه با تمام وجود در تمرين‌ها شركت مي‌كرد و علاوه بر آن به ساير بازيكنان روحيه مي‌داد. اين پسر در مدت چهار سال دانشگاه هم در تمامي‌تمرين‌ها شركت كرد اما هرگز در هيچ مسابقه اي بازي نكرد. در يكي از روزهاي آخر مسابقه‌هاي فصلي فوتبال زماني كه پسر براي آخرين مسابقه به محل تمرين مي‌رفت مربي با يك تلگرام پيش او آمد. پسر جوان آرام تلگرام را خواند و سكوت كرد. او در حالي كه سعي مي‌كرد آرام باشد زير لب گفت: پدرم امروز صبح فوت كرده است. اشكالي ندارد امروز در تمرين شركت نكنم؟ مربي دستش را با مهرباني روي شانه‌هاي پسر گذاشت و گفت: پسرم اين هفته استراحت كن. حتي براي آخرين بازي در روز شنبه هم لازم نيست بيايي. روز شنبه فرا رسيد. پسر جوان به آرامي ‌وارد رختكن شد و وسايلش را كناري گذاشت. مربي و بازيكنان از ديدن دوست وفادارشان حيرت زده شدند. پسر جوان به مربي گفت: لطفا اجازه بدهيد من امروز بازي كنم. فقط همين يك روز را. مربي وانمود كرد كه حرف‌هاي او را نشنيده است. امكان نداشت او بگذارد ضعيف ترين بازيكن تيمش در مهم ترين مسابقه بازي كند. اما پسر جوان شديدا اصرار مي‌كرد. مربي در نهايت دلش به حال او سوخت و گفت: باشد مي‌تواني بازي كني. مربي و بازيكنان و تماشاچيان نمي‌توانستند آنچه را كه مي‌ديدند باور كنند. اين پسر كه هرگز پيش از آن در مسابقه اي بازي نكرده بود تمام حركاتش به جا و مناسب بود.

تيم مقابل به هيچ ترتيبي نمي‌توانست او را متوقف سازد. او مي‌دويد پاس مي‌داد و به خوبي دفاع مي‌كرد. در دقايق پاياني بازي او پاسي داد كه منجر به برد تيم شد. بازيكنان او را روي دستهايشان بالا بردند و تماشاچيان به تشويق او پرداختند. آخر كار وقتي تماشاچيان ورزشگاه را ترك كردند مربي ديد كه پسر جوان تنها در گوشه اي نشسته است. مربي گفت: پسرم من نمي‌توانم باور كنم. تو فوق العاده بودي. بگو ببينم چه طور توتنستي به اين خوبي بازي كني؟ پسر در حالي كه اشك چشمانش را پر كرده بود پاسخ داد: مي‌دانيد كه پدرم فوت كرده است. آيا مي‌دانستيد او نابينا بود؟ سپس لبخند كم رنگي بر لبانش نشست و گفت: پدرم به عنوان تماشاچي در تمام مسابقه‌ها شركت مي‌كرد. اما امروز اولين روزي بود كه او مي‌توانست به راستي مسابقه را ببيند و من مي‌خواستم به او نشان دهم كه مي‌توانم خوب بازي كنم.

+ پست شده در یکشنبه هشتم شهریور 1388زمان 22:51 توسط tanin |
جواب دوتا سوال

سلام.خوبین بچه ها؟خوشین؟

ایشالا که همتون خوب و خوش و سلامت باشین.نماز و روزه همه آبجیا و داداشام قبول باشه.ممنون از لطف همتون.جای همه آبیدلا خالی بازی استقلال و فولاد رو به نیابت از همتون از نزدیک تو استادیو آزادی دیدم ,خیلی خوش گذشت مخصوصا که بازیم بردیم .(یه چیز جالب ,من هر وقط میرم استادیوم پسرای آبی با برد زمینو ترک میکنن ).خوب یه چند تا سئوال کامپیوتری بود که معصومه خانوم و بقیه دوستان داشتن رو تو این پست جواب میدم.امیدوارم که به درد خور باشه,اگرم یه کن دیر شد دیگه شرمنده,شما به بزرگیتون ببخشین.

1.بزرگنمایی تصویر بدون کاهش کیفیت:

خوب,تا اونجا که من میدونم هیچ برنامه ای نیومده که بتونه بدون کاهش کیفیت, تو تصاویر تغییر اعمال کنه که اونم دلایل فنی خاص خودشو داره ولی بعضی از شرکت ها کم و بیش تو این زمینه کارایی کردن.کورل دراو یکی از برنامه هایی هست که امکان این کار رو به کاربر داده ولی چون کورل یه برنامه برداری هست روی همه تصاویر جواب یه جور نمیده (یعنی رو تصاویر  برداری فوق العاده کار میکنه ولی رو بقیه تصاویر جواب فوق العاده نیست).

برنامه بعدی فوتوشاپ هست که من ازش راضیم.اگه تغییر بزرگنمایی خیلی نباشه, جواب خیلی عالیه .مسیر دستیابی به این امکان رو تو فوتوشاپ براتون میزارم تا اگه دوست ازش استفاده کنین.(البته باید بگم این امکان از ورژن 10 به بعد تو فوتوشاپ اضافه شده,تو ورژن های پایین تر دنبالش نگردین.

Photoshop  cs3 à  layer  à smart object à convert smart object  

برنامه بعدی که اصلا مخصوص این کار نوشته شده( فوتو زوم پرو ) نام داره که من بعد از امتحان کردنش به قدرتش پی بردم.محیطش خیلی جذاب و کار باهاش خیلی ساده و روان هست که باید برین گیر بیارن و ازش استفاده کنید.

2.آنتی ویروس:

شاید خیلی از ماها دنبال  یه آنتی ویروس به درد بخور باشیم  که بتونه از رایانمون محافظت کنه  تا هر روز گرفتارخرابی  ویندوز(اونم ویندوزای  تقلبی که ما ازش استفاده میکنیم)  نباشیم.خوب شرکت های مختلف آنتی ویروس های مختلفی رو به بازار عرضه کردن  که هر کدوم توانایی خاص خودش رو برای محیط مربوط به خودش داره و شاید سوال درستی نباشه که بگیم کدوم خوبه یا کدوم بده یا کدوم بهتره؟ شاید بهتر باشه بگیم با توجه با شرایط ما و نیازی که ما داریم کدوم بهتره(به قول یکی از استادامون که من خیلیم دوسش دارم هیچی تو دنیا مطلق نیست همه چی نسبیه,نه بهترین مطلق داریم نه بدترین مطلق.هر چیزی با توجه به شرایط ارزش گزاری میشه )مطلق فقط خداست.اگه بخوام در مورد آنتی ویروسا حرف بزنم حداقل 2 ساعت باید بنویسم ولی اکتفا میکنم به اینکه:با توجه به سرعت اینترنتی که ما تو ایران داریم , سادگی محیط برنامه,ویندوزای قلابی ما,رعایت نشدن حق کپی رایت تو ایران ,کشش سیستمای ما و ....   من دوتا برنامه رو پیشنهاد میکنم 1.( نود )32 و 2.(کاسپراسکای).که باز من نود32 رو ترجیح میدم چون نود32 از لحاظ سرعت آپدیت از کاسپر قویتره ,همچنین حجم کمتری نسبت به کاسپر اشغال میکنه همچنین چون حافظه رو کمتر اشغال میکنه اصطلاحا سرعت کامپیوتر رو زیاد نمیگیره,یه ویژگی دیگم که داره هر نیم ساعت آپدیت میشه که واقعا بی نظیره,بجز آپدیت اول که شاید تا 1 ساعت طول بکشه بقیه آپدیتا  حدود 3 دقیقه شایدم کمتر طول میکشه.البته کاسپر هم خیلی قویه ولی یه مشکلی که داره راحت رجیستر نمیشه و شاید کاربر برا همین قضیه یه کم اذیت شه همچنین سرعت سیستم رو یه مقدار بیشتر از نود 32 میاره پایین.

خوب چون نمیخوام این پست از این طولانی تر بشه جواب بقیه سوالا رو میزارم برا پستای بعدی تا شمام خسته نشین.

تا ابد آبی...

یا علی... 

+ پست شده در سه شنبه سوم شهریور 1388زمان 17:4 توسط ehsan |
ابی دلای ملوسکم
سلااااااااام، به به دوستای گلم استقلالی های خوشگلم ابی دلای ملوسکم

با غیرت های عروسکم >>> انقدر خوشحالم که بد جوری جو منو گرفته

اول واسه اینکه اس اسم برد

دوم واسه اینکه  گلی که داداش رضا زد از سانتر خوشگل امیر حسین جووونم بود

سوم واسه اینکه عادل جون بازی رو گزارش کرد و هوادارا هم انصافا کم نذاشتن( خیلی از داداشام

رفتن دست همشون درد نکنه)

>>> از چند وقته دیگه بازم نود داره من که دلم واسه برنامش لک زده

چهارم واسه اینکه از فردا ماه رمضونه{اخه دروغ نگم از فردا فیلما هم شروع می شه که مهدی سلوکی

(بازیگر مورد علاقه ی بنده) هم تو یکی از فیلما هست}

نکته>> (مهدی  جونم  اس اسی هست)

البته یه ذره این افغانی (فغانی داور بازی) حالمو گرفت!! الکی کارت می داد یا خطا می گرفت

خب حالا اینا رو بی خیال

اس اس ۷ امتیازی شد مثل ذوب اهنی که ۳بر ۱ تیم حمید استیلی رو برد

مثل فجری که ۳ بر ۱ تیم امیر خانو برد

فعلا ما سومیم به خاطر تفاضل گل ولی خیلی زود به جای اصلیمون سطر جدول می ریم

و البته بین این ۱۸ تیم تنها استقلال که تا حالا دروازش باز نشده( قربون داداش وحیدم برم

ان شاالله تا اخر بسته بمونه)

راستی مجتبی و فابیو کی می ان؟؟ دلم تنگیده مخصوصا واسه جانواریو با اون مو های لختش

 بازی بعدی با ملوان تو انزلی ست به امید برد های پیا پی و پر گل

ابی باشید و به ابی بودنتان افتخار کنید

یا حق

 

+ پست شده در جمعه سی ام مرداد 1388زمان 22:12 توسط bahar |
یه سلام سبزآبی

سلام.سلامی به شرمندگی چند ماهی که نتونستم آپ کنم,سلامی به پهنای آسمون آبی,سلامی بهسبزی تجریش تا انقلاب,سلامی به گرمی و هیجان 5 دقیقه آخر بازی استقلال  پیام(آخرین بازی لیگ 88-87 ),یه سلام از ته دل به  همه شماهایی که وقت میذارید تا این کم ارزشترین نوشته های ما رو بخونین

خوب تو این مدت که نبودیم خیلی اتفاقا افتاد که حالا اگه شد تو پستای بعدی اشاره هایی میشه,یه بار دیگه قهرمانی تاریخی این تاجدار آسیا رو بهتون تبریک میگم ,فصل جدید هم که با یه برد شیرین شروع شد به امید خدا امسال هم مدعی اول قهرمانی هستیم و اگه اتفاق خاصی نیفته قهرمانی تو لیگ و موفقیت تو آسیا دور از دسترس نیست.

خوب یه اعلام وضعیت کنیم تا حداقل تکلیف خودمون با خودمون روشن باشه:

 1.هارد مبارک اینجانب چند ماه پیش در اثردستکاری و کنجکاوی واختراعات پیاپی اینجانب به ملکوت اعلا پیوست,نتیجه گیری اخلاقی:تمام زحمات 4 ساله ام تو جمع آوری برنامه های کامپیوتری,عکس,فیلم,آهنگ- تمام پروژه های دانشگاهیم ,تمام کد نویسیام, تمام طراحیایی که با فوتوشاپ و فلش و ... انجام داده بودم,تمام نمونه کارام وکلا همه چیم از بین رفت,پر واضحه که طراحیای مربوط به وبلاگ نیز فانی شد پس فعلا دیگه تغیری تو قالب فعلی وبلاگ نداریم و تو ورژن بعدی کلا ساختار وبلاگ عوض میشه چون دیگه حوصله ندارم رو این قالب کار کنم(اما کماکان سفارشایی که برای این قالب تو موضوعات مختلف برسه انجام میشه)

2.یه سری تحولات بنیادی تو وبلاگ داریم, که کم کم اعمال میشه.برای مثال یه قسمت( پوستروبلاگ) اضافه میشه که اونجا تمام درخواست های طراحی پوستری که دوستان میکنند(فوتبالیست,هنر پیشه,خواننده و ...) بعد از طراحی اونجا قرار داده میشه تا بقیه دوستانی هم که سر میزنند اگه دوست داشتن استفاده کنن(البته طراحی عکس های شخصی , مثل قبل به میل دوستی که درخواست کرده فرستاده میشه و هیچکس جز خود شخص بهش دسترسی نداره) و یه قسمت جدید  دیگم اینه که دوستان در مورد هر موضوعی از کامپیوتر که دوست دارن یاد بگیرن یا بیشتر بدونن یا سوالی دارن میتونن مطرح کنن,در اسرع وقت در مورد اون موضوع  بحث میشه و به فراخور درخواست, مطالب  تو وبلاگ قرار میگیره...

3.تعداد نویسنده ها یا نظر دهنده ها برا ما مهم نیست,نتیجه گیری آماری:هر کی دوست داره تو این نت نوشت هر مطلبی با هر موضوعی با هر رنگی بنویسه آزاده حتی اگه ماهی یک بار هم بیشتر پست نداشته باشه,فقط کافیه خبر بده یه یوزر پسورد بهش بدیم.پس مهم نیست 3 تا باشیم یا 1000 تا مهم اینه که احساس راحتی کنیم,هر چی تو مخ و کله میگذره بریزیم بیرون, اون موقع هست که از تک تک  پست هایی که آپ شده میشه لذت برد.اگه  حوصله نداری نظر بدی خوب نده مجبور نیستی به خاطر اینکه مثلا حالا من سر زدم نظر دادم تو هم بدون اینکه مطلب رو بخونی نظر بدی (اصلا از کارای زوری و کارایی که آدما بر خلاف میل باطنیشون میکنن خوشم نمیاد)همین که برات مهمه اینجا چی میگذره و حاضر میشی بین ملیون ها آدرس اینترنتی آدرس وب ما رو سرچ کنی از سر ما هم زیادیه.هر کسی هم آپ کرد خبر بده تا ازمطالبش استفاده کنیم.

دیگه روده درازی بسه.جاتون خالی فردا دارم میرم مشهد از اون طرفم شمال,جای همتون  سبز  .ایشالا وقتی برگشتم شروع میکنیم تا ببینیم به کجا میرسیم.

دلتون آبی,فکرتون سبز,یارتون علی...

 

+ پست شده در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388زمان 0:16 توسط ehsan |